سهم ما از هنر، قلیان است؟!

به گزارش وبلاگ شارژر، تهران (پانا) - یک هنرمند رشته شیشه به دنبال ثبت ملی شهر ورامین در حوزه آبگینه، چند پرسش مطرح نموده است: آیا زیرساخت های لازم برای ثبت ملی این شهر وجود داشته است؟ آیا پیش از ثبت ملی، مطالعات لازم انجام شده و با هنرمندان این عرصه مشورت شده بود؟ و اینکه آیا برای روزهای بعد از اعلام ثبت ملی این شهر، برنامه ریزی شده است؟

سهم ما از هنر، قلیان است؟!

به گزارش ایسنا، یاس حسینی، هنرمند فعال در حوزه شیشه و دارای مدرک درجه دو هنری از سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران درباره تاثیر ثبت ملی شهرها در حوزه صنایع دستی، اظهار کرد: ثبت دنیای و ثبت ملی شهرها بیشتر بازی با کلمات است و نشان می دهد که متولیان امر بیشتر به دنبال کمیت هستند تا کیفیت! کافی است نگاه کنید که چه اتفاقی برای سایر شهرهایی که ثبت دنیای یا ملی شده اند، افتاده است؟ جز اینکه زمین های این شهرها گران تر شد و بسیاری از هنرورها که مستاجر بودند با افزایش قیمت ملک ها، دچار مشکل شدند؟

او با تاکید بر اهمیت فراهم سازی زیرساخت ها برای ثبت ملی شهرها، یادآور شد: به طور کلی برای دنیای یا ملی شدن یک شهر احتیاج به فراهم سازی زیرساخت است؛ به عنوان مثال حداقل به یک استودیو احتیاج داریم که بازدیدنمایندگان بتوانند فرایند فراوری صنایع دستی را مشاهده نمایند. این در حالی است که کارگاه های شیشه سازی هیچگونه آمادگی برای بازدید عمومی ندارند؛ به عنوان مثال شهر ورامین فقط دارای کارگاه هایی است که آثار تکراری و باکیفیت بسیار پایین فراوری می نمایند و آمار صادرات صنایع دستی در حوزه آبگینه نیز فقط به فراوریات قلیانی ختم و در واقع این روزها فراوری قلیان از افتخارات فرهنگی ما محسوب می گردد!

این هنرمند فعال در حوزه صنایع دستی همچنین گفت: جالب است که افرادی که شهر ورامین را به عنوان شهر ملی آبگینه معرفی کردند، حتی یک بار هم از موزه آبگینه بازدید نکرده اند؛ این در حالی است که موزه آبگینه در 100 سال اخیر بهترین اتفاق در این حوزه بوده است و به جرأت می گویم کمتر مدیری در حوزه صنایع دستی ـ از گذشته تا به امروز ـ حتی آدرس موزه را بلد باشد؛ چه برسد به اینکه سری به این موزه زده باشد.

حسینی با تاکید بر اهمیت دانشگاه و موزه در انجام تحقیقات میدانی و علمی، یادآور شد: به همین جهت تاسیس موزه آبگینه دارای اهمیت بسیاری است؛ اما باید آنالیز کنیم که آیا به موزه آبگینه یاری شده است که خودش را به دنیا بشناساند؟ آیا این موزه توانست یک فستیوال دنیای برگزار کند و با هنرمندان دنیا ارتباط برقرار کند؟ آیا توانسته است با برقراری ارتباط با هنرمندان ایرانی نمایشگاه هایی از آثار آنها در موزه برگزار کند؟ آن هم موزه ای که از نظر ساختمان، معماری و آثاری که در اختیار دارد، در شرایط بسیار خوبی واقع شده است.

این هنرمند رشته شیشه اضافه نمود: از سوی دیگر در دانشگاه ها از سال 88 رشته شیشه دایر شده است و باید آنالیز کنیم که نتایج این دانشگاه ها چه بوده است؟ صرف این مقدار بودجه چه فوایدی به دنبال داشته است؟ من نمی گویم هیچ فایده ای نداشته است، اما باور دارم که باید این موضوع را آنالیز کنیم. باید آنالیز کنیم که از سال 85 تا به امروز که رشته های صنایع دستی راه اندازی شده و این همه بودجه صرف شده است، خروجی این دانشگاه ها چه بوده است؟ آیا می توانند در حوزه صنایع دستی مقاله بنویسند؟

اینکه هنوز هم خارجی ها درباره شیشه های دوره ساسانی و هخامنشی مقاله می نویسند، واقعا جای تاسف دارد.

او با بیان این نکته که تصمیماتی که در این حوزه گرفته می گردد، اغلب بدون برنامه ریزی است، یادآور شد: در دوره ای برای برای موزه آبگینه، بودجه ای در نظر گرفته شده که کوره هایی ساخته گردد و ما آن موقع مطرح کردیم که موزه آبگینه اصلاً چنین شرایطی را ندارد و خوشبختانه متقاعد شدند که این کوره ها را به بیرون منتقل نمایند. مثال دیگر خیابان ویلا است که آن را بدون هیچ مطالعه ای تبدیل به گذر صنایع دستی کردند. الان چه اتفاقی برای این خیابان افتاده است؟ آنقدر برای بازار اودلاجان خرج کردند و بعد خیابان ویلا را به عنوان گذر صنایع دستی انتخاب کردند! این در حالی است که اغلب کسانی که امروز در حوزه صنایع دستی کار می نمایند با خیابان ویلا زاویه و باور دارند که کارهایی که در این خیابان به فروش می رسد به جز آنکه به صنایع دستی کشور آسیب می زند، هیچ فایده دیگری ندارد. فروشگاه هایی که به دنبال هنرمندان درجه چندم می گردند تا آثاری با قیمت کم فراوری نمایند و به گران ترین قیمت ممکن بفروشند.

حسینی در خاتمه با بیان اینکه مطالبه گر باهوش اجازه نمی دهد سیستم هر کاری دلش می خواهد انجام دهد، اظهار کرد: افرادی در صنایع دستی حضور دارند یا سنتی هایی هستند که اغلب از مطالباتشان به درستی اطلاع ندارند و اگر هم اطلاع دارند به دنبال سهم خواهی های جزئی هستند. گروهی دیگر هم درس خوانده اند و اغلب اصلا نمی دانند چه می خواهند و نه تکنیک بلد هستند و نه دانش کافی دارند و از سوی سنتی ها نیز رانده می شوند.

منبع: خبرگزاری پانا

به "سهم ما از هنر، قلیان است؟!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سهم ما از هنر، قلیان است؟!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید